گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

8

كورشنامه ( فارسى )

مىشد ولى اگر كسى بهتان ناروايى به ديگرى وارد مىساخت و از عهدهء اثبات آن برنمىآمد ، دچار مجازات مىشد . تقصير مهمى كه مايهء كينه‌جويى و نقار مردمان است و غالبا از ديدهء عدالت مخفى مىماند ناسپاسى است . اين تقصير نيز مورد مؤاخذه و تنبيه قرار مىگرفت ؛ و به عبارت ديگر ، وقتى مىديدند طفلى در برابر احسان از حق‌شناسى و نگه‌داشتن حرمت ولىنعمت خود سر باز زده است ، سخت تنبيه مىشد . زيرا معتقد بودند كه اشخاص نمك‌ناشناس از اداى تكليف در برابر خدايان و انجام وظيفه در مقابل والدين يا وطن و دوستان خويش سرپيچى مىنمايند و بدين‌علت مستوجب عقوبت و مجازات سخت هستند . بايد توجه داشت كه حق‌ناشناسى پيوسته همراه با وقاحت و بىشرمى است و اين دو سيرت نكوهيده توأما تواناترين راه‌نما و مشوق انسان به ارتكاب اعمال ناشايست است . اطفال را به اعتدال مزاج خو مىدادند . علت توجه اطفال به اين خصلت اين بود كه بزرگ‌تران را بدين‌خصلت متصف مىديدند و قهرا به اين صفت متصف مىشدند . هم‌چنين اطفال را ترغيب مىكردند كه نسبت به رؤساى خود مطيع و وظيفه‌شناس باشند و آنچه آنان را به اين امر تشويق مىكرد اين بود كه اطاعت و وظيفه‌شناسى منحصر به اطفال نبود بلكه بزرگ‌تران نيز موظف بودند كه حرمت مهتران خود را نگه دارند و آن را امرى واجب شمرند . بالاخره ، به اطفال آداب غذا خوردن و نوشيدن مىآموختند ، آنان را به قناعت در مصرف خوراك تشويق مىكردند . درواقع بزرگ‌تران نيز بدون اجازهء مربيان خود به سر غذا نمىنشستند . علاوه بر اين ، اطفال مجاز نبودند با مادران خود غذا بخورند ، بلكه در خدمت مربيان و در ساعاتى كه مقرر نموده بودند صرف غذا مىكردند . اطفال از خانهء خود نان و سبزى و هم‌چنين ظرفى براى نوشيدن آب مىآوردند . هروقت تشنه مىشدند آب از رودخانه مىآشاميدند . علاوه‌براين ، تيراندازى و پرتاب نيزه اجبارى بود . اين بود مجملى دربارهء آداب و سننى كه اطفال از آغاز كودكى تا سن شانزده يا هفده سالگى مىآموختند و از اين سن به بعد وارد جرگهء بالغان مىشدند . و اما براى اطفالى كه به سن بلوغ مىرسيدند ، دستور العمل تربيتى ذيل اجرا مىشد : در ظرف ده سال از تاريخى كه از سن طفوليت پا بيرون مىنهادند ، به‌طورى كه ذكر شد ، در اطراف بناهاى دولتى بيتوته مىكردند و اين سنت بدين‌جهت مجرى مىشد كه هم بناهاى دولتى را حراست نمايند و هم به اعتدال مزاج خو بگيرند . درواقع تربيت جوانان در اين سن محتاج مراقبت خاصى است . در مدت روز در اختيار مربيان خود بودند كه آنان را به كارها و كمك‌هاى عمومى مىگماشتند . و چنان‌چه ضرورت ايجاب مىكرد در تمام مدت روز نيز در اطراف بناهاى دولتى توقف مىنمودند . شاه چندبار در ماه به عزم شكار خارج مىشد ، در اين اوقات نيمى از اين افراد را در ركاب خود مىبرد . كسانى كه در ركاب شاه حركت مىكردند بايستى كمان و تركشى در كمر